شخصیت

 

                        محمد (ص) پیش از بعثت

            

                 

                 حلف الفضول (جوانمردان داوطلب)

 

 

 

 

 

 

سهیلی مورخ عرب می گوید: در موقع زیارت حج عربی به اتفاق دختر جوان

 

و باکره خود از صحرا های جنوب به مکه امد ودر انجا یک بازرگان ثروتمند مکه

 

ان دختر را ربود.

 

 

       

 

 

پدر چاره ای نداشت جز این که به قبیله خود باز گرددو ..بخواد که سلاح

 

برگیرند وبا قبیله ان مرد بازرگان بجنگند.ولی مردی که دختر را ربوده بود

 

میدانست قبیله او کوچک است و جرئت جنگیدن با قبایل قریش را ندارد

 

 

 

 

((وقتی یک دشمن خارجی به مکه حمله ور میشد قبایل قریش برای بیرون

 

راندن او متحد میشد و او را بیرون می راندند با توجه به این موضوع اگر

 

شخصی از صحرا به مکه میامد و در انجا مورد ستم قرار میگرفت چاره نداشت

 

جز این که به صحرا برگردد وقبیله خود را بیاورد تا این که با قبیله مرد ستم کار

 

بجنگد.))

 

 

 

در ان موقع محمد (ص)از این ستم اگاه شدو از جوانان قبایل ده گانه قریش

 

خواست تا راضی نشوند این ظلم در مکه صورت بگیرد.جوانان قریش که

 

داوطلب بودند طرفدار مظلوم شوند اطراف خانه ی کعبه جمع شدند ودر انجا

 

سوگندی به این شرح یاد کردند :

 

 

 

 

                         سوگند زیبای محمد (ص)

 

 

 

((ما سوگند یاد میکنیم ان قدر از مظلوم دفاع کنیم تا ظالم مجبور شود حق

 

اورا مسترد بدارد و ما سوگند یاد میکنیم که در این راه هیچ طمع نداشته

 

باشیم اعم از این که مظلوم ثروتمند باشد یا فقیر))

 

انگاه محمد وجوانان قریش به طرف منزل بازرگان ستمگر رفتند و خانه اش را

 

محاصره کردند وبه او گفتند که باید بی درنگ دختر را به همان وضع که ربوده

 

یعنی در حالی که باکره باشد تحویل پدرش  دهد.

 

…و بازرگان مجبور شد دختر را همان گونه که بود رها کند.

 

 

 

 

محمد پیامبری که از نو باید شناخت (نوشته ی کنستان ویرژیل گئورکیو) صفحه ۳۵ تا ۳۷

 


 

نوشته شده توسط زهرا در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت